خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۴
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که بستی کمر از بهر دل آزاری مازور حسن تو ندارد خبر از خواری ما
۲
خاک گشتیم به راه تو و رفتیم به بادبر تو ظاهر نشد افسوس هواداری ما
۳
یار از سادگی امروز به هیچم نفروختباشد آن روز که آید به خریداری ما
۴
نالهٔ ما نتواند ز قفس بیرون شدکس نبوده است و نباشد به گرفتاری ما
صفحهٔ ۱ از ۱