شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۵

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در غم دل چون ز خون رنگین کنم این دیده راسرخ پوشیدن مناسب نیست ماتم‌دیده را
۲
خنده صرف دردمندانِ دگر کن گو لبشنیست حاجت با نمک داغ من شوریده را
۳
از سفر کی پخته گردد هر که باشد خام طبعطفل می‌دانیم ما اشک جهان گردیده را
۴
تا ببوسد گریهٔ من پای سبزان چمنمنصب میرآبیِ گلزار دادم دیده را
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth