شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴۱

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کرده‌ام پیدا تب و تابی که می‌سوزد مراشمع‌آسا چشم بی‌خوابی که می‌سوزد مرا
۲
با که می ‌خوردی که من از آتش رشکم کبابمی‌زند موج از رخت آبی که می‌سوزد مرا
۳
می‌توان ساقی ز می آبی زدن بر آتشمبی تو امشب هست مهتابی که می‌سوزد مرا
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth