شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴۶

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از کاوش مژگان تو در سینه دارم خارهاهر لحظه دل را می‌رسد زان خارها آزارها
۲
برگشت از من یار من دشوارتر شد کار منآسان کند دشوار من آسان‌کنِ دشوارها
۳
گفتی که آیم بر سرت آن دم که آید جان به لبرحمی که بر امّید تو جان بر لب آمد بارها
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth