شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۵۱

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همچو صبحم از ازل گشته دم سرد نصیبهمچو من نیست درین غمکده کس دردنصیب
۲
یک‌نفس نیست دل من ز کدورت خالیآه صد آه ازین آینهٔ گَردنصیب
۳
در ازل مهر بتان گشته نصیبم واقفچه توان کرد به چیزی که خدا کرد نصیب
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth