شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۵۶

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه کار بر دل من روزگار تنگ گرفتچه شکوه سر کنم از بخت یار تنگ گرفت
۲
ز جای خود نتواند غبار من برخاستزمانه بس که برین خاکسار تنگ گرفت
۳
چنان‌که یار بیاری رسد پس از عمریغمت چو دید مرا در کنار تنگ گرفت
۴
گرفت رنگ حنا دست ار ز خون دلمز بس به دست خودش آن نگار تنگ گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth