شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۵۵

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه عمرم به درد غم گذشت استعزیزان بر کسی این هم گذشت است
۲
به حسرت‌های بیش از پیش مردمبه این درد از جهان کس کم گذشت است
۳
ز فوت آرزو وز مرگ امیدمرا یک عمر در ماتم گذشت است
۴
نمک باری بپاشید ای عزیزانکه کار داغم از مرهم گذشت است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth