خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۸
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقان را گزند بسیار استپند بسیار است بند بسیار است
۲
دل به آن زلف میکشد ما راورنه دام و کمند بسیار است
۳
کار هرکس به قدر طاقت اوستنالهای از سپند بسیار است
۴
بهر تصدیع دادن شهرییک دل دردمند بسیار است
صفحهٔ ۱ از ۲