خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۱
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوبی من اشک گلگون من استبر رخش گلگونه از خون من است
۲
اینکه دارم میل موزون قامتاناقتضای طبع موزون من است
۳
آنکه چون پروانه میسوزد مرادر چراغش روغن از خون من است
۴
استخوام را سگش برد از همااین هم از بخت همایون من است
صفحهٔ ۱ از ۲