خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۷
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از تغافلهای او تنها دلم ناشاد نیستخانهٔ آیینه هم در عهد او آباد نیست
۲
میروم از دشت هم دامنکشان چون گردبادهمچو من دیوانهای در وادی ایجاد نیست
۳
تلخکامی دی رسید از بیستون عشق و گفتچشمهٔ شیرین به غیر از دیدهٔ فرهاد نیست
۴
میتوان کردن ز دلسوزی تلاش مرهمیای برادر داغ من چون لاله مادرزاد نیست
صفحهٔ ۱ از ۱