شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۸

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب جدایی آن رشک ماه در پیش استمرا ببین که چه روز سیاه در پیش است
۲
تو فارغی ز غم ای پند گو برو که مرادو صد معامله با اشک و آه در پیش است
۳
فتاده در ذقنش دل اگرچه من او راهزار بار بگفتم که چاه در پیش است
۴
به داد ما برس ای خضر وادی توفیقکه هیچ زاد نداریم و راه در پیش است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth