خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۹
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرو کی همچون قدت ناز مجسم برخاستراست گویم که به این ناز کسی کم برخاست
۲
جامه گلگون من آن لحظه که برخاست به رقصشعله از آتش من یک قد آدم برخاست
۳
نیست ممکن که شود موم حریف آتشدید تا داغ مرا دود ز مرهم برخاست
صفحهٔ ۱ از ۱