خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۲۱
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محنتکش هجرم خبرم هیچ مپرسیدخون گشت دلم از جگرم هیچ مپرسید
۲
دیوار و درم را همه افتاده ببینیدکرد آنچه به من چشم ترم هیچ مپرسید
۳
دل منزل یار است مجویید نشانشدر راه طلب دیر و حرم هیچ مپرسید
۴
نسبت نتوان داد به او رشتهٔ جان رااز نازکی آن کمرم هیچ مپرسید
صفحهٔ ۱ از ۲