خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۲۹
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ارباب قرب را که جگر آب میشوداز هیبت قضا و قدر آّ میشود
۲
از حال مپرس که بیچاره در غمتصدبار آب گشت و دگر آب میشود
۳
جایی که حرف از لب و دندان او زنندخون میشود عقیق و جگر آب میشود
۴
آهندلی به کار نیاد به راه عشقاینجا دل جرس ز خطر آب میشود
صفحهٔ ۱ از ۲