شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۳۰

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طلعت روی تو آفتاب نداردنکهت موی تو مشک ناب ندارد
۲
چشم تو دارد به خواب میل و ندانماز چه به دور تو فتنه خواب ندارد
۳
جان به لب آمد از تشنگی شهادتتیغ تو شاید یک دم آب ندارد
۴
آه چگونه کشم مقابل تیرشمصرعه برجسته‌اش جواب ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth