شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمود از وعدهٔ قتلم دلم شادخدا آن شوخ را توفیق بخشاد
۲
تو را آخر به روز ما نشانیدالهی خانهٔ آیینه آباد
۳
به سوی ما نمی‌افتد گذارتنمی‌دانم تو را در دل چه افتاد
۴
پدر بیزار شد از وضع من گفتتو را ای کاشکی مادر نمی‌زاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth