شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۳۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تنها نه چشم از غم هجران سفید شدهر مو در آب دیده چو مژگان سفید شد
۲
بنگر سیاه‌بختی داغم که چشم اودر انتظار صبح نمکدان سفید شد
۳
خورشید و مه ز شرم تو رفتند در حجابیعنی که پیش روی تو نتوان سفید شد
۴
داغ خجالت آه ز شستن نمی‌رودگیرم ز گریه نامهٔ عصیانت سفید شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth