شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۴۷

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی خستهٔ غمت به مسیح التجا بردحاشا که دردمند تو نام دوا برد
۲
روزی بر آستان تو یابند مرده‌امهرکس که داد دل به تو جان را کجا برد
۳
ما را خبر ز منزل مقصود خود کجاستاز خویش می‌رویم به هر جا خدا برد
۴
بسیار می‌رود دل من از پی بتانترسم که رفته رفته مرا هم ز جا برد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth