شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفت در زهد عمر من بر بادمی‌کشم باده هرچه بادا باد
۲
کردی آخر خراب خانهٔ منای غم عشق خانه‌ات آباد
۳
گفتمش رفتم از درت گفتاسر آوارگی سلامت باد
۴
کندن جان من چو دید از عشقتیشه از دست کوهکن افتاد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth