خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۶۱
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو غنچه ماندهای ای دل کنون که یار آمدچو گل بخند که یار آمد و بهار آمد
۲
به بیخودی سر راهی دچار یار شدمهزار شکر ز خود رفتنم بهکار آمد
۳
کسی که ناصح من گشته بود دوش امروزز کوی او به گریبان تار تار آمد
صفحهٔ ۱ از ۱