خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ره نمییابد سکندر هم به دولتخانهاشحیرتی دارم که چون آیینه را رو میدهد
۲
مصرعی گر بعد ماهی میکند موزون هلالیار در آنی جوابش را به ابرو میدهد
۳
گر دماغی تازه خواهی جرعهای بر ما فشانآب چون بر خاک میپاشد کسی بو میدهد
صفحهٔ ۱ از ۱