خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۷۹
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غنچهسان تنگی دل از سر من وا نشدتا چو گل پیراهن من پاره از صد جا نشد
۲
قطرهٔ خود را گهر تا کردم از کسب صفاعقدهای افتاد در کارم که هرگز وا نشد
۳
کسب دانش داشت ما را بینصیب از سوز عشققطرهٔ کم بخت ما گوهر شد و دریا نشد
صفحهٔ ۱ از ۱