شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم تو را که رخصت خون ریز داده‌اندخنجر به دستش از مژهٔ تیز داده‌اند
۲
در خنده اختیار نداری به رنگ گلجام طرب به دست تو لبریز داده‌اند
۳
آویخته است از سر هر موی او دلیجانان تو را چه زلف دل‌آویز داده‌اند
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth