خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۸۶
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو با این همه زاری به لبم جان نرسدتا تو بر سر نرسی عمر به پایان نرسد
۲
میرود تند چنان شوخ وفا دشمن منکه بگرد قدمش عمر شتابان نرسد
۳
رخنههای نفسم بسته سراسر صیادکه به من نالهٔ مرغان گلستان نرسد
صفحهٔ ۱ از ۱