شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۹۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب رخت بست و صبح دمیدن گرفت بازدیوانهٔ تو جیب دریدن گرفت باز
۲
یا رب چه نیشتر برگ جان دگر خلیدخون جگر ز دیده چکیدن گرفت باز
۳
در موج آمدست پریشانیم مگربر زلف یار باد وزیدن گرفت باز
۴
ردیف السین
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth