شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۰۴

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من که از غیرت کشیدم دست خود از دامنشکی توانم دید دست دیگری در گردنش
۲
از گریبان‌گیری خون‌های ناحق کشتگانلعل شد آخر بلورین تکمهٔ پیراهنش
۳
بی‌خبر رفت آن نگار از دست من همچون حنابار دیگر گر به‌دست افتاد خواهم بیتنش
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth