خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۲۷
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در غم هجر تو گریان ز سفر میآیمهمره قافلهٔ لخت جگر میآیم
۲
گر روم از سر کوی تو کجا خواهم رفتمیروم شام چو خورشید سحر میآیم
۳
دارم امید که ضایع نرود آمدنمنالهٔ شوقم و لبریز اثر میآیم
۴
آمدن تا سر کوی تو ضرور است مراپا اگر ماند ز رفتار به سر میآیم
صفحهٔ ۱ از ۲