خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۲۸
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حدیث گرمی خوی تو بر زبان دارمهمینکه شمع صفت شعله در دهان دارم
۲
مباش بیخبر از حال من سرت گردمکه داغ بر جگر و مهر بر دهان دارم
۳
ز رنج هجر برم جان رسم به راحت وصلبه سختجانی خود اینقدر گمان دارم
۴
چنین به جانب دام و قفس برم که هنوزتعلقی بخس و خار آشیان دارم
صفحهٔ ۱ از ۲