خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۳۲
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از گریه رسید آب به بنیاد نگاهمظالم نرسیدی تو به فریاد نگاهم
۲
از مردمی پشم تو ای شوخ عجب نیستگر شاد کنی خاطر ناشاد نگاهم
۳
از چشم من ای شوخ مکن عزم برون شدویران چه کنی خانهٔ آباد نگاهم
۴
سوی تو یتیمانه غریبانه ببینم(افتاده) ... اد نگاهم
صفحهٔ ۱ از ۲