شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۳۳

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشا ساعت که با مینای می رندانه بنشینمبه یاد چشم او درگوشهٔ میخانه بنشینم
۲
به بزم تیره‌روزان غمت آن عاشق دردمکه هر جا شمع بزم افروخت چون پروانه بنشینم
۳
ز بس زین آشنایان تکلف‌دوست بیزارمروم یک چند بی‌تکلیف با بیگانه بنشینم
۴
سر پرواز دارم زین خراب‌آباد دل تنگمنه چغدم من که فارغ‌بال در ویرانه بنشینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth