شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوشم گذر فتاد به هامون گریستمیاد آمد از زمانهٔ مجنون گریستم
۲
یکی قطره حق گریه ز چشمم ادا نشدبا آنکه در فراق تو جیحون گریستم
۳
فهمیده گیر جام درین انجمن که منخوردم شراب و درعوضش خون گریستم
۴
از برق خنده نیش به حالم زدی و مناز ابر در هوای تو افزون گریستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth