خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۳۶
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند دل را در غم آن خوش پسر ضایع کنمگریم و هر لحظه لختی از جگر ضایع کنم
۲
هیچکس از اهل مجلس قابل نظاره نیستتا به کی من شمعسان نور نظر ضایع کنم
۳
صبرم آخر بر سر رحم آورد صیاد رااز طپیدنها چه حاصل بال و پر ضایع کنم
۴
خاک بر سر کرده اینک میروم از کوی توچند پیشت آبروی چشم تر ضایع کنم
صفحهٔ ۱ از ۱