شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۳۷

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوستان با وصف بی‌تقصیریمکرده زلف کافرش زنجیریم
۲
عشق آن سرو جوانم پیر کردمد آه من عصای پیریم
۳
در بغل دارم دلی چون کانگریداغ کرد از بس بت کشمیریم
۴
سیل اشک من بود صاحب خروجمی‌رسد دعوی عالم گیریم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth