خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دستگیری گر امید از هیچکس میداشتمدست بر سر میزدم تا دسترس میداشتم
۲
بیاثر شد حرف من از بس که دم بیجا زدممیشدم عیسی اگر پاس نفس میداشتم
۳
ناله زان دارم که بر محروم مانده از چمنمیزدم تن گر ز چوب گل قفس میداشتم
۴
نارسایی دارم و ناکام زان تنگ شکرکاش پا چون مور یا پَر چون مگس میداشتم
صفحهٔ ۱ از ۱