شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۴۸

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صرف محبت تو شد حاصل زندگانیمآه اگر نخوانیم وای اگر برانیم
۲
مرگ هزار آرزو دیدم و زنده‌ام هنوزسنگ ز خجلت آب شد دید چو سخت‌جانیم
۳
یار ستم شعار من آفت روزگار منکشت ز مهربانیم سوخت ز قدردانیم
۴
پیر شدم کجا روم از درت ای جوان بهلبه که به کار تو شود باقی عمر فانیم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth