خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۳۰۰
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیدانستی از طفلی هنوز آن شوخ پان خوردنکه یاقوت تو کردی مشق خون عاشقان خوردن
۲
به شهر آورده آخر ذوق سنگ کودکان ما رابه صحرا خاک تا کی همچو مجنون میتوان خوردن
۳
دلم خون میخورد در سینه با پیکان او یکجاکه باید میزبان را ماحضر با میهمان خوردن
صفحهٔ ۱ از ۱