خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۳۰۴
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دل هست بار غمم زان مثابهکه نتوان کشیدن به چندین ارابه
۲
ز بس مطله ابروی او بلند استنویسم به طاق دلش چون کتابه
۳
بکن غسل در چشمهسار محبتکه تا پاک گردی ز لوث جنابه
۴
ز بزم شما رفته بودیم مستانرجعنا الیکم به صدقالانابه
صفحهٔ ۱ از ۲