شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۱۱

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من کیستم به بند محبت فتاده‌ایدل داده‌ای به مردن خود دل نهاده‌ای
۲
جان کنده‌ای به حسرت شیرین‌تبسمیمحنت‌کشی به طالع فرهادزاده‌ای
۳
در چارسوی عشق خریدار مفلسیتاب و توان صبر به تاراج داده‌ای
۴
از سر گذشته سوختهٔ داغ عاشقیچون شمع بهر کشته‌شدن ایستاده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth