خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۳۱۰
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا مست و شیدا تو کردی تو کردیبه هر کوچه رسوا تو کردی تو کردی
۲
مرا سر به صحرا تو دادی تو دادیمرا دشتپیما تو کردی تو کردی
۳
شکیب از دل من تو بردی تو بردیدرین شهر یغما تو کردی تو کردی
۴
به جانم نکرداست چرخ این ستمهابه جانت که اینها تو کردی تو کردی
صفحهٔ ۱ از ۲