شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۱۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با روی دِلَفروزت سامان بنمی‌ماندبا زلف جهان‌سوزت ایمان بنمی‌ماند
۲
در ناحیت دلها با عشق تو شد والیجز شحنهٔ عشقت را فرمان بنمی‌ماند
۳
زین دست عمل کاکنون آورد غم عشقتآن کیست که در عشقت حیران بنمی‌ماند
۴
در حقهٔ جان بردم غم تا بنداند کسهرچند همی کوشم پنهان بنمی‌ماند
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth