خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه در وصال تو بختم به کام دل برساندنه در فراق تو چرخم ز خویشتن برهاند
۲
چو برنشیند عمرم مرا کجا بنشینداگر زمانه بخواهد که با توام بنشاند
۳
زمن مپرس که بیمن زمانه چون گذرانیاز آن بپرس که بر من زمانه میگذراند
۴
مرا مگوی ز رویم چه غم رسیده به رویترسید آنچه رسید و هنوز تا چه رساند
صفحهٔ ۱ از ۲