خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوبت حسن ترا لطف تو گر پنج کندعشق تو خاک تلف بر سر هر گنج کند
۲
قبلهٔ روی ترا هرکه شبی برد نمازچار تکبیر دگر روز بر این پنج کند
۳
نرگس مست تو هشیارترین مرغی راسینه چون نار کند چهره چو نارنج کند
۴
عقل بر سخت لبت را به سخن گفت این استزانکه در مهد همی طفل سخنسنج کند
صفحهٔ ۱ از ۲