خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۱۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دلبر عیار ترا یار توان بودغمهای ترا با تو خریدار توان بود
۲
با داغ تو تن در ستم چرخ توان دادبا یاد تو اندر دهن مار توان بود
۳
بر بوی گل وصل تو سالی نه که عمریاز دست گل وصل تو پر خار توان بود
۴
در آرزوی شکر و بادام تو صد سالبر بستر تیمار تو بیمار توان بود
صفحهٔ ۱ از ۲