شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۲۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کارم به جان رسید و به جانان نمی‌رسمدردم ز حد گذشت و به درمان نمی‌رسم
۲
ایمان و کفر نیست مرا در غمش که مندر کار او به کفر و به ایمان نمی‌رسم
۳
راهیست بی‌کرانه غم عشقش و مراچون پای صبر نیست به پایان نمی‌رسم
۴
یاریست بس عزیز به ما زان نمی‌رسدصیدیست بس شگرف بدو زان نمی‌رسم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth