شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۲۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز من برگشتی ای دلبر دریغا روزگار منشکستی عهد من یکسر دریغا روزگار من
۲
دلم جفت عنا کردی به هجرم مبتلا کردیوفا کردم جفا کردی دریغا روزگار من
۳
دلم در عشق تو خون شد خروش من به گردون شدامید من دگرگون شد دریغا روزگار من
۴
تو با من دل دگر کردی به شهر و ده سمر کردیشدی بار دگر کردی دریغا روزگار من
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth