خلوتی با انوری
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ - در مدح جلالالوزراء احمدبن مخلص
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیزید که هنگام صبوح دگر آمدشب رفت و ز مشرق علم صبح برآمد
۲
نزدیک خروس از پی بیداری مستاندیریست که پیغام نسیم سحر آمد
۳
خورشید می اندر افق جام نکوترچون لشکر خورشید به آفاق درآمد
۴
از می حشری به که درآرند به مجلسزاندیشه چو بر خواب خماری حشر آمد
صفحهٔ ۱ از ۱۴