خلوتی با انوری
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ - در مدح اکفی الکفات امیر ضیاء الدین احمد عصمی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خدای جل جلاله ز من چنین داندکه هرکه نام خداوند بر زبان راند
۲
چو از دریچهٔ گوش اندر آیدم به دماغدلم به دست نیاز از دماغ بستاند
۳
حواس ظاهر و باطن که منهیان دلندیکی ز جملهٔ هر دو گروه نتواند
۴
که پیش خدمت او از دو پای بنشیندچو دل درآرد و بر جای جانش بنشاند
صفحهٔ ۱ از ۷