خلوتی با انوری
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ - در مدح امیر ناصرالدین قتلغ شاه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب و شمع و شکر و بوی گل و باد بهارمی و معشوق و دف و رود و نی و بوس و کنار
۲
سبزه و آب گلافشان و صبوحی در باغنالهٔ بلبل و آواز بت سیمعذار
۳
خوش بود خاصه کسی را که توانایی هستوای بر آنکه دلی دارد و آنهم افکار
۴
نوبهار آمد و هنگام طرب در گلزارچه بهاری که ز دلها ببرد صبر و قرار
صفحهٔ ۱ از ۱۵