شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶ - در مدح یکی از امیران

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون شمع روز روشن از ایوان آسمانناگه در اوفتاد به دریای بی‌کران
۲
روشن زمین و فرق هوا را ز قیر و مشکبهر سپهر کوژ ردا کرد و طیلسان
۳
آورد پای مهر چو در دامن زمینبگرفت دست ماه گریبان آسمان
۴
بر طارم فلک چو شه زنگ شد مکیندر خاک تیره شد ملک روم را مکان
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth