خلوتی با انوری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح ضیاء الدین مودود احمد عصمی بعد از حبس
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سپاس ایزد کاندر ضمان دولت و جاهبه کام باز رسیدی به صدر مسند و گاه
۲
چه داند آنکه ندیدست کاندرین مدتچه نالهای حزین بود و حالهای تباه
۳
ز فرقت تو دلی بود و صدهزاران دردز غیبت تو دمی بود و صدهزاران آه
۴
در انتظار تو چشم عوام گشته سپیدوز افتراق تو روی خواص گشته سیاه
صفحهٔ ۱ از ۱۱